محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
498
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
تقدم به اسهال نمايند و اين اسهال به نهجى بايد كه همان قدر خلط كه زائد بر نسبت طبيعت اخلاط زائده است برآيد ، نه آن كه به درجهء تعديل رسد ، چه اسهال خلط مذكور بدان درجه كه تعديل در وى پديد آيد مجوز نيست ، بهر آن كه خروج وى ثانيا در فصد كه مستلزم نقصان قدر معتدل او است لا محاله ضرر مىآرد ، چه حصول صحت مرتبط به بقاى اعتدال است . و اگر حاجت در اسهال به دواى قوى نبود ، بلكه دواى نرم ضعيف كافى باشد ، تقدم به اسهال كنند و در اينجا هم همان قانون مرعى دارند كه خلط غالبتر از اغلبيّت برآيد و بر نسبت طبيعت عود كند و بس ، نه آن كه به اعتدال رسد تا عند فصد كه وى مخرج جميع اخلاط است اعتدال در كل پديد آيد بلا انتقاص أحد من الأخلاط . و دريابند كه حاجت به دواى قوى و ضعيف به اعتبار غلظت و لطافت مواد است ، هرچند ماده كثيفتر ، احتياج به دواى قوى فزونتر و بالعكس . و وجه تقدم فصد در صورت حاجت به دواى قوى آن است كه هر گاه خون در بدن مزيد از قدر معتدل بود و براى خلط غالبتر ، دواى قوى دهند ، لا محاله خون به حركت خواهد آمد از حرارت دوا و چون خون به حركت آيد ، ايمن نتوان بود كه به سوى بعض مخانق ريزد . و نفع ديگر در تقدم فصد در اين حالت آن كه ادويهء قويه ، خصوصا مسهله ، اكثر آنها سمّى مىباشند و عند كثرت غلبهء خلط ، استكثار مقدار لازم است و عند قلّت غلبه ، قدر قليل كافى . و ظاهر است كه چون تقدم به فصد شود ، هر خلط كم مىگردد و بدين سبب استكثار دوا احتياج نمىباشد و پيدا است كه دواى سمّى هرچند كه كمتر استعمال شود بهتر است . و اشتراط معرّا بودن خلط غالبتر از لزوجت و برودت كثيره در تقدم به فصد از آن جهت است كه اگر با وجود لزوجت و برودت و خلط تقدم به فصد كنند بنا بر خروج دم كه حار است برودت در مزاج عارض شود و بدان سبب غلظت و لزوجت در خلط بيفزايد . و ايضا چون از شأن خلط تشبّث به اعضا است ، خروج وى در مصاحبت دم نسبت به ديگر اخلاط بسيار كم خواهد شد و بعد فصد بالضرور نسبت او به باقى اخلاط زياده از آن خواهد بود كه اول بود . و بنا بر احالهء مزاج و ديگر اخلاط به سوى طبيعت خود كه لازمهء كثرت است تكثر كثير در آن خلط پديد خواهد آمد و طبيعت كما ينبغى تصرف در آن نخواهد نمود ، پس در اين صورت تقدم به اسهال لازم است ، لهذا شيخ فرموده : إذا وجبت الضرورة فصداً و استفراغاً به مثل الخربق و بالأدوية القويّة فيجب أن يبدأ بالفصد و كذلك إذا كانت الأخلاط البلغمية مختلطة بالدم و لكن إذا كانت الأخلاط لزجةً باردةً فربما زادها الفصد غلظاً و لزوجةً فالواجب أن يبدأ بالإسهال . اما وجه تقدم اسهال در صورتى كه به دواى قوى حاجت نباشد آن است كه خلط محتاج به دواى نرم در غالب صفرا است و در اين حالت اگر تقدم به فصد شود صفرا به حركت آيد و در بدن منتشر گردد و آفات آرد ، بنا بر زوال مقاوم او كه دم است ، لأنه يكسر حدة الصفراء برطوبته . از اينجا است كه اكثر مردم را بعد فصد بثور و جرب و حمّاى غب پديد مىآيد ، به خلاف آن كه تقدم به اسهال كنند كه دواى مليّن تحريك فاحش در خون نمىآرد و اخراج خلط غالبتر كه نخست دفع او مطلوب است بىاذيت مىنمايد . و اگر گويند چون اخراج صفرا بعد